چهار خانه رو به چهار منظر، و حیاطی در میان که همه را به همنشینی میخواند.
۰۱صحنه
روستا را باید آهسته شناخت: با سادگیاش، با زمینی که از طبیعت جدا نیست، و با زندگیای که بیشترش زیر آسمان میگذرد. اقامتگاه دهمورد میخواست مهمانِ همین زندگی باشد، نه تماشاگرِ آن.
۰۲گره
ایده از یک پرسش آغاز شد: چگونه میتوان معماریای متناسب با زندگی روستایی ساخت؛ معماریای ساده که هم به طبیعت پاسخ دهد و هم مجالی برای تجربهای جمعی فراهم کند؟
۰۳گرهگشایی
پاسخ در یک مدولِ ساده نهفته بود: الگویی که با چرخشی نوددرجه در گوشههای یک مربع، سازمانِ فضاییِ کلِ مجموعه را شکل داد. این چرخش، هر واحد را رو به منظر و فضای باز میگشاید؛ و همزمان، رو کردنِ واحدها به مرکز، فضایی مشترک میسازد برای گرد هم آمدن و همکلامیِ مهمانان.
چنین است که مجموعه میان دو کیفیتِ مکمل جای میگیرد: خلوت و همنفسی با طبیعت در مقیاس هر واحد، و همنشینی و تجربهی جمعی در مقیاس کلِ مجموعه.
خلوت در مقیاس هر واحد، همنشینی در مقیاس کلِ مجموعه.
۰۴فرجام
سادگی در اینجا تنها انتخابی فرمی نیست؛ راهبردی است برای آسانتر ساختن، برای نظمی روشن و برای پاسخ به نیازهای گوناگون مهمانان. معماریای که به جای پیچیدگیِ فرم، بر کیفیت فضا، همخوانی با بستر و پیوند درون و بیرون تکیه میکند.






