خانهای که امروز یکی است و فردا میتواند دو تا باشد.
۰۱صحنه
داستان خانه دگر از یک دودلی شروع شد. کارفرمای ما هنوز نمیدانست روزی خودش در طبقهی بالا زندگی خواهد کرد یا آن را اجاره خواهد داد.
۰۲گره
برای ما این یعنی خانهای که در یک شیوهی زندگی زندانی نشود: خانهای که با تغییری کوچک، هم بتواند ویلایی یکپارچه باشد و هم به دو واحد مستقل بدل شود.
۰۳گرهگشایی
این انعطاف را از همان نخستین خطهای پلان در نظر گرفتیم. در کنارش، خواستههای دیگری هم بود: آشپزخانهای با فضای پشتی و پیوندی مستقیم با نشیمن، و سالنی که هرگاه لازم شد، بتوان آن را به دو بخش جدا تقسیم کرد.
اما مسئله فقط چیدنِ اتاقها نبود. میخواستیم نور، منظر و پیوند با فضای باز، بخشی از زندگیِ هرروزهی خانه باشند. پس حیاطها را به سازماندهندگانِ فضا بدل کردیم: نشیمن، آشپزخانه و اتاق اصلی با حیاط اصلی همنشین شدند و دو اتاق دیگر رو به حیاط میانی گشوده شدند؛ حیاطی که افزون بر پیوند بصری با سبزی، روشنایی میآورد و شرایط اقلیمیِ درون خانه را تعدیل میکند.
خانهای که امروز پاسخگوی ساکنانش است و برای تغییرات فردا هم امکان تازهای باقی میگذارد.
۰۴فرجام
ایده از پلان آغاز شد و تا نما و فضاهای داخلی ادامه یافت؛ همه در خدمت یک خواست: خانهای که امروز پاسخگوی ساکنانش باشد و برای فردا، امکانی تازه باقی بگذارد. خانه دگر؛ خانهای با امکانِ دگر شدن.















