آشیانهای برای یک خانوادهی چهارنفره، با قلبی از نور که دو طبقه را به هم میدوزد.
۰۱صحنه
هر خانه از جایی آغاز میشود: از شیوهی کنار هم نشستنِ فضاها، از نوری که به درون راه مییابد، و از پیوندی که میان زندگی روزمره و جهانِ بیرون شکل میگیرد. آشیان برای خانوادهای چهارنفره طراحی شد.
۰۲گره
پرسش این بود: چگونه میتوان در مرزهای زمینی محدود، خانهای ساخت که با نیازهای خانواده هماندازه باشد و میان خلوت، معاشرت و کارهای هرروزه تعادل برقرار کند؟
۰۳گرهگشایی
ورودی خانه به محور اصلی حرکت بدل شد؛ مسیری که فضاها را به هم میدوزد. نشیمن و ناهارخوری با حیاط پیوند خوردند تا زندگیِ هرروزه به فضای باز گره بخورد؛ و در سوی دیگر، آشپزخانه و فضاهای خدماتی گرداگردِ حیاط خلوت سامان یافتند. حیاط خلوت تنها یک فضای باز نماند: نور و جریان هوا را به عمق خانه برد، سبزی را به درون آورد و جایی برای کارهای خدماتیِ بیرون فراهم کرد.
در قلب خانه، وُیدی عمودی دو طبقه را به هم پیوند میدهد؛ پیوندی که از جابهجایی میان طبقهها فراتر میرود و با عبور نور و پیوستگیِ دید، حسِ یکپارچگی را در خانه میپراکند. در طبقهی بالا، سه اتاق خواب، نشیمنی با آبدارخانهاش و تراسی برای زندگی، قلمرو خصوصیِ خانواده را میسازند؛ مستقل، و همچنان در پیوند با قلب خانه.
هیچ فضایی صرفاً برای عبور یا پر کردن مساحت شکل نگیرد.
۰۴فرجام
کوشیدیم هیچ فضایی صرفاً برای عبور یا پر کردنِ متراژ ساخته نشود و هر گوشه سهمی در روایتِ زندگی داشته باشد؛ خانهای که در آن، پیوند فضاها، نور و طبیعت، بخشی از روزمرگی میشود.









