درختانِ کوچه رفتند؛ سبزی ماند، این بار در ارتفاع.
۰۱صحنه
روزگاری این کوچه را با درختهایش میشناختند. خانههای ویلایی پشت شاخهها پنهان بودند و رهگذر، پیش از هر دیواری، سبزی را میدید. بعد آپارتمانها آمدند، یکی پس از دیگری؛ حجمها جای درختها را در منظر گرفتند و سبزی، که روزی هویتِ کوچه بود، به حاشیه رانده شد.
۰۲گره
ما نمیخواستیم گذشته را بازسازی کنیم. پرسش این بود: در قالب تازهی سکونت، کدام کیفیتِ آن منظر را میتوان ادامه داد؟
۰۳گرهگشایی
پاسخ، «امتداد» بود: بردنِ سبزی از سطح زمین به ارتفاع، و بدل کردن آن از زینتی بر نما به بخشی از فضای زندگی. تراسهای عمیق، عقبنشستگیها و جایهایی برای کاشت، گیاهان را به طبقهها دعوت میکنند؛ و در بخشهایی از بنا، ارتفاعِ دوطبقهی تراسها مجال رشد گیاهان بلندتر را میدهد تا سبزی در قامتِ ساختمان هم بروید و دگرگون شود.
کاشی سبز از سطح نما به درون تراس میخزد، در کف یا سقف ادامه مییابد و مرز میان بیرون و فضای نیمهباز را به تجربهای پیوسته بدل میکند. در جبههی فضاهای خدماتی اما، پوستهای مشبک از سنگ شکل گرفته است: قطعههایی که با برش و چرخش، از سطحی یکنواخت به صافیای برای نور و نگاه تبدیل شدهاند؛ حریم را نگه میدارند و از کارکردِ متفاوتِ فضای پشت خود خبر میدهند.
همهی اینها بیتکیه بر مصالح گران ممکن شد. سنگی اقتصادی، کاشیای که در کارگاهی محلی تولید شد و جزئیاتی سنجیده، تنوع و کیفیت را در چارچوب محدودیتهای پروژه ساختند.
مسئلهی ما بازسازی گذشته نبود؛ امتداد دادنِ کیفیتی از آن بود.
۰۴فرجام
در امتداد، نما تصویری جدا از زندگیِ درون نیست؛ از تفاوت فضاها زاده میشود و کیفیتشان را به بیرون میآورد. امتداد، ادامهی یک فرم نیست؛ ادامهی کیفیتی از منظرِ دیروز در سکونتِ امروز است.









